او بگفتا اشرف مخلوق من ای ملایک رخ بسای و دم مزن
خاک بی ارزش بهای درّ گرفت از ملایک رتبه بس برتر گرفت
در تکاپو در هیاهو آدمی وز چه برتر گشته با خاک کمی
غره گشت و از بهشت اخراج شد در زمین حی وممات آغاز شد
توبه می کرد و انابه اشک و آه تا که معشوقش ببخشد این گناه
تا که نازل شد بر او وحی و پیام سرّ هستی در نهاد پنج نام
با محمد با علی و فاطمه با حسن یا با حسین عشق همه
او بگفتا بار الهی هر دمی میبرم نام محمد یا علی
میشود شادو شکفته این دلم با حسن با فاطمه حل مشکلم
تا که ذکر آخرین را میبرم میشود باران دو چشمان ترم
یا الهی حین که نامش میبرم گوییا در عرش اعظم با توام
بار دیگر وحی آمد از سما توبه ات گشته قبول تو بس نما
گریه کردی بر حسین ره دادمت در میان اولیا جا دادمت
گریه بر او شد ملاک آدمی هر که تر کرد بهر او چشمش دمی
میدهم از لطف و از جود و سخا بر ضمیر و بر وجودش عشق و حب مرتضی
ما را در سایت عاشقانه های من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: tannaz
بازدید: 240